وبلاگی برای زیبا پسندان
دلم خونست و من بسيار دل تنگم كجاي يار ديرينه كه من بي تو بي رنگم قسم بر آن همه نامهاي زيبايت تو رحماني و رباني و من بي ارزشتر از سنگم شدم عاشق ولي از عشق چيزي نمي فهمم دلم تشنه عشقست و من كوت و منگم كجا بايد روم يا رب كه عشق تو را يابم براي يافتن عشقت با دونيا مي جنگم اگر عشق را ديدم به او از تو خواهم گفت كه بي تو ندارم من طپشي در قلب بي رنگم نويسم با غرور همراه خنجر بر قلبم تو را دارم تو را خواهم گر بي ارزشتر از سنگم خدايا چه كردي با رامين كه بي تو عشق نمي خواهد ولي با تو ام عاشق گر چه بي ارزشتر از سنگم
دوست دارم می خوام بگم دوست دارم اما نمی دونم چرا نمی تونم بهت بگم من جون می دم واسه نگات اما چطور بهت بگم دیونه ای چشات منم چطور بهت بگم نازم بي تو عشقو مي بازم وقتي تو خوابم مي ياي از خوشحالي پر در ميارم تو خواب بهت مي گم گلم با تو عشقو مي سازم وقتي كنارم تو باشي هر روز من نورز مي شه وقتي كنار تو باشم هر روز من پيروز مي شه چطور دلو خالي كنم به تو چه جور حالي كنم بي تو منم يه بي زبون دوست دارم اي مهربون وهاب رامين اين شعر را با صميم قلب به پدر بزرگوار و مهربانم و به تمام پدران دنيا تقديم مي كنم پدرجان پدر منم عاشق زروي مهربانت كنم جان را فداي خاك پايت نخواهم داد يك مويت به دنيا تو چون خواهي شوم غلام خاك پايت قسم بر خالق يكتا كه مهررادردلت جاي داد منم عاشق زروي تو كنم جان را فداي تو اگر باشم كنار تو شوم من خاك پاي تو درين دنيا بمانم من كنار تو كنار تو وهاب رامين ( عشق شمع ) گر یه هایم با تو زیباست ای ماه من غم دوری تو آتش کشیده د ر راه من من همان پروانه ام عاشق به شمع اما تو سوختا ندی بالهای من اي ماه من گریه کردم نه برای بالهای سوخته ام گریه کردم چون شکستی قلب من اي ماه من گفته بودی تا نفس در سینه داری بامنی پس چرا از من جدای ناز من اي ماه من من که دارم خود را فدایت می کنم پس چرا اشک در چشمانت اي ماه من گر یه را بس کن که محتاج تو ام اشک تو دیوانه ام کرد اي ماه من من نیم عاشق بدون نور تو پس چرا آب گشتـیی چون شمع اي ماه من من هنوزم عاشقِ بودن با توام گرچه تو سوختاندی بال های من اي ماه من بس دگر رامین از جفای عشق نگو چون که دیدی عشق کرد چنین در راه من وقتي شب مي شه تودنيا جمع ميشن ستاره هاي آسمونا مي مونه يكه و تنها مهتاب خوشكل و زيبا چرا مهتاب تك و تنهاست مگه اون ياري نداره مثل من امروز و فرداش واسه اونم معنـي نداره چرا اين قلب شكستم گول چشماي تو رو خورد رفتيُ من مثل مهتاب شدم تنها يادتم مُرد چرا من از تو بخونم توكه منو تنهام گذاشتي واسه اين دنياي بيرحم خاررو قلب من گذاشتي ديگه من عاشق نمي شم مثل اين مهتاب زيبا مي مونم يكه و تنها مي مونم يكه و تنها (وهاب رامين) وقتي گريه كردم گفتند بچه اي وقتي خنديدم گفتند ديوونه اي وقتي جدي بودم گفتند مغروري وقتي شوخي كردم گفتند سنگين باش وقتي حرف زدم گفتند پر حرفي وقتي ساكت شدم گفتند عاشقي وقتی به عشق فکر نکردم گفتند سنگی دل حالا هم كه عاشقم مي گويند اگه تو پيشم نباشي اگه تو پيشم نباشي من همون قلب شكستم كه روي اين زمين خاگي تك وتنها غمگين نشستم اگه توپيشم نباشي آرزو جز مردن ندارم ميرم بدون هيچ اُميدي ميرم با اين قلب شكستم عشق من فقط تو بودي من تو خوابم نمي ديدم كه يه روز از تو جدا شم كه يه روز بي تو بمونم تو دلم جاي نمونده كه ديگه عاشق بمونه من فقط با تو مي مونم من فقط با تو مي مونم (وهاب رامين) رفتيُ تنهام گذاشتي رفتيُ تنهاي تنهام رفتيُ از من گذشتي رفتيُ با من نموندي دل من تنها ترينه دل من بيتو ميميره دل من از گريه لرزون عشق من از تو چه پنهون من همون درخت غمگين تك و تنها تو بيابون من همون پرنده اي عشق رفته جفتش از كنارش آخه تو با من چه كردي رفتيُ ديوانم كردي آخه تو از من چه ديدي رفتيُ از من بريدي اما اينو بايد بدوني عشق من بيتو ميميرم اگه تو نياي كنارم من تو تنهاي ميميرم وهاب رامين
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
ز
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



